بالاخره دایی ابوالفضل داماد شد
پسر نازنینم سلام این روزها پر از خبر است و اینترنت خانه خراب و من الان از سر کلاس دکتر زارع بلند شده ام تا برای پسر نازنینم که دلم حسابی هوایش را کرده است مطلب بگذارم تازه خبر اینکه دایی ابوالفضل بالاخره داماد شد آن هم بسیار عالی و زیبا همه چیز خوب و دوست داشتنی برگزار شد و ما همگی راضی و خوشحال هستیم خبر دیگر اینکه بابا بزرگ جانت امروز عمل جراحی معده دارد و ما خیلی نگرانش هستیم و برای شفایش دعا می کنیم تا ده دقیقه ی دیگر کلاس تعطیل می شود و من با عجله فقط فهرست وار می گویم که چه مطالبی را فرصت نکرده ام برایت بنویسم: -خانه عمو حسن جانت آبگوشت خوردیم و کلی خندیدیم و حسابی هم چسبید تقریبا سی و پنج نفری می شدیم -با عمو ها یت رف...
نویسنده :
مامان
18:33


