سازم کوک نیست...
پسر خوبم سلام سازم این روز ها کوک نیست پس از کندن سیم سولش بقیه سیم ها را هم با آرامش تمام کنده ای و حالا داری با ساز من که اندازه ی جانم دوستش دارم زیر مبل ها و کنج های خانه را مثلا جارو برقی می کشی و نمی دانی چه قیافه ی راضی و خوشحالی داری دلم نمی آید چیزی بگویم چون تو را نه اندازه ی جانم که از جانم هم دوست تر دارم نشسته ام و یاد بابا جانم می کنم که چقدر از این دست بلاها سر وسایلش در آوردم و غرق می شوم در خاطرات روز های خوب بابا و خودم یادش بخیر دلم برای خنده های بابا جانم یک ذره شد.انقدر به کارهای پسر نازنینم می خندید که نفسش می گرفت پسرکم آرزو میکنم که تو هم نه به اندازه ی من از بابایم اما به قدر کفایت از من وبابا علی جان خاطر...
نویسنده :
مامان
18:49


