دایی ابوالفضل دارد داماد می شود
پسرکم سلام
دایی ابوالفضل جانت دارد داماد می شود انشاالله که خوب و خیر و خوش باشد و خوشبخت شوند امشب با دایی و خانمش رفتیم برای خرید حلقه در طول خرید مدام به دامادی ات فکر می کردم و غرق بودم در روبا و دلم برایت که از آغوش دایی جانت پایین نمی آمدی پر می کشید آنقدر خسته بودی که به محض رسیدن به خانه خوابت برد و من که امروز تو را سیر ندیده ام و در آغوشت نکشیده ام حسابی دلتنگت شده ام و دلم می خواهد بیدارت کنم اما دلم نمی آید و فقط دارم صورت معصوم و بی آلایشت را که حتی در خواب هم ته خنده ای کم رنگ دارد نگاه می کنم و ارام طوری که بیدار نشوی قربان صدقه ات می روم خوب بخوابی مادر دوستت دارم نور چشمم عزیزم پسرم خیلی دوستت دارم نازنینم
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ ساعت ۰:۲ قبل از ظهر توسط مامان | آرشیو نظرات
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دایی ابوالفضل دارد داماد می شود
