امیرحسامامیرحسام، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 20 روز سن داره

تنها برای دل یگانه فرزندم امیر حسام

اینجا هوا خوب است آنجا را نمی دانم

1394/1/29 18:27
نویسنده : مامان
105 بازدید
اشتراک گذاری
پسرکم سلام

 

سر کلاس استاد کاوه بودم که بد جوری دلم هوایت را کرد آمدم برایت بنویسم که چقدر دوستت دارم و چقدر دلتنگت هستم شاید قدری از دلتنگی مادرانه ام که این روزها تمامی ندارد کم شود

هوای امروز دانشگاه خنک و مطبوع است باغبان چمن های روی تپه ها را کوتاه کرده است و آب پاش های گردان فواره می زنند و دور خودشان می گردند بوی چمن تازه و خاک خیس خورده می آید و حس خوبی دارد حال من خوب است و فقط عزیز دردانه ام را کم دارم که بدود و بخندد و شیرین زبانی کند

امروز رفتم کلاس خط نقاشی دانشگاه ثبت نام کردم هم خط دارد و هم نقاشی و در واقع برای من که نمی دانم کدام را دوست تر دارم در حکم با یک تیر دو نشان را زدن است ناهار را هم که زرشک پلو با مرغ دستپخت مامان جون بود را در خوابگاه بچه ها و پیش خاله ها خوردم و حسابی هم خوش گذشت عزیزکم کاش بودی نمی دانی خاله ها چقدر دوستت دارند و از دردانه ام چه تعریف هایی می کنند می گویند مودبی و با مزه و من در دل مدام در حال بالیدن به خودم تو و بابا علی جانمان هستم

دوست دارم باز هم برایت بنویسم کلاس ساعت ۲.۳۰ تمام می شود و باید بروم تا استاد حضورم را بزند بعد هم که کلاس تمام شود با تصور چهره ذوق زده و لبخند شیرینت پرواز می کنم سمت خانه تا ببوسمت و غرق بشوم در آرامش آغوشت دوستت دارم مهربانم امیرحسامم

+امروز هر بار که به یادت افتادم این شعر هم همراهش یادم آمد ایجا هوا خوب است آنجا را نمی دانم ....

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۱۳ بعد از ظهر توسط مامان |  آرشیو نظرات

 


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)