حمام نواب
پسر دوست داشتنی من سلام با بابا علی جان رفتیم سرچشمه برای تماشای حمام موزه ی نواب بسیار زیبا و عالی بود خصوصا پشت بامش که پر از گنبد بود و مرا یاد بام های یزد می انداخت و جان میداد برای عکس گرفتن بسیار خوش گذشت خدا را شکردوستت دارم پسر گلم دوستت دارم مامان جونم +امیر حسام جان باور می کنی که تو هم گاهی با وجود همه ی مهربانیت می توانی آبروی من و بابایی جانت را یکجا و با هم ببری آن هم وقتی که من و بابایی جانت را میبینی و اول مرا می بوسی و بعد بابا علی را و بعد با اددد اووددد می فهمانی که حالا نوبت شماست که همدیگر را ببوسید و وقتی هم که توی جمع امتناع می کنیم می زنی زیر گریه که چرا همدیگر را نمی بوسید و به همه می فهمانی که توی خانه...
نویسنده :
مامان
19:15


