ریحانه خانوم رو دیدیم
ریحانه خانوم خوشگل خانوم بالاخره مرحله ی جریمه نویسی را با موفقیت پشت سر گذاشت و حالا آمده است خانه تا انشاالله برای امتحان زندگی آماده بشود
امشب به دیدن خانوم خانوما رفتیم و دلمان حسابی ضعف رفت از دیدن نوزاد به آن نازنینی و پاکی و از خدا چه پنهان پسرکم دلم خواست که همین زودی ها برایت یک خواهر کوچولو بخرم (اصطلاح محمد طه)بابا علی جان هم همینطور مدام دلش ضعف می رفت و هی در رفت و آمد و لبخند زدن به دختر برادرش بود انگارکه برای اولین بار عمو شده باشد. در گوشش اذان گفت و بوسیدش و برایش طلب خیر کرد .برای محمد طه دارت خریدیم و گفتیم جایزه ی برخورد خوبش با خواهرش است برای خوشگل خانوم هم پول و گل بردیم خدا در پناه خودش و خانواده اش حفظش کند آمین شب هم بعد از کلی تعارف که ما شام خورده ایم و احمد آقا تو را به خدا در را قفل نکن و بگذار برویم تصمیم گرفتیم به دیدن یگانه که بینی اش را عمل کرده است برویم و آنجا هم با مقادیر زیادی قورمه سبزی و دوغ و ترشی خانگی و ماست سون مواجه شدیم و در عمل انجام شده قرار گرفتیم و آرام آرام تا وسط های سفره پیش روی کردیم و اصرار هم داشتیم که باور کنید سیریم حسن آقا برایمان غذا می کشید و مدام ظرف مرا از خورش پر می کرد و مدام می گفت تعارف نکنید قسمت شما بوده است خیلی خیلی خوش گذشت بینی یگانه هم زیبا شده گل پسر هم حسابی بازی کرد و بین عمو های خوبش خوش گذراند عموها و اینبار بابا بزرگ هم برایت قصه گفتند و لذت بردی خدا را شکر به شدت اعتقادم بر این است که مردم دنبال فرصتی هستند که در حق من و خانواده ام لطفی بکنند خدایا ممنونم از محبتی که به من و خانواده ام ارزانی داشتی


ریحانه خانوم رو دیدیم
