بدون عنوان
نازنینم سلام چهار زانو نسشته ام روی زمین و دارم کتاب می خوانم که می آیی روی زانویم می خوابی مثل آدم بزرگ ها کتاب را می گذارم کنار دستم را میگذارم روی صورتت و با دست دیگرم موهایت را نوازش می کنم احساس می کنم که دوست داری در همین حالت باقی بمانی برایت تلویزیون را روشن می کنم شبکه ی جام جم خاله شادونه دارد و دارد راجع به موفقیت و پشتکار صحبت می کند همانطور که روی زانویم خوابیده ای کمی جا به جا می شوی و پایت را تکیه می دهی به میز تلویزیون مثل آدم بزرگ ها و خیلی جدی بحث موفقیت خاله را دنبال می کنی و من همینطور که یک گوشم به خاله است که چه حرفی می زند نگاهم به توست و به ابروهای گره کرده ات که وقت توجه کردن به چیزی اینجوری می شوند و همین...
نویسنده :
مامان
17:45


