امیرحسامامیرحسام، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 21 روز سن داره

تنها برای دل یگانه فرزندم امیر حسام

بدون عنوان

1394/1/29 17:39
نویسنده : مامان
61 بازدید
اشتراک گذاری

دیشب شب نیمه شعبان بود و ما به مناسبت تولد آقا مهدی نامزد عاطفه مهمان دایی داوود و خانواده اش به صرف شام بودیم در رستوران طلاییه شب بسیار بسیار خوبی بود خیلی هم خوش گذشت آخر شب هم رفتیم بام تهران و بعد هم پارکی نزدیک خانه و تا آخر شب گفتیم و خندیدیم بابا جون هم از طلاییه برایت یک چرخ رنگارنگ خرید که دسته دارد و موقع راه رفتن صدا می دهد و خیلی دوستش داری دایی حامد هم برایت یک ماشین قرمز خرید که آن را هم خیلی دوست داری مثل همیشه عالی بودی اجتماعی و شوخ طبع وکلی هم ما را با کارهای با مزه ات خندادی

خیلی دوستت دارم پسر نازنینم خیلی شیرینی پسر شاد و با نشاط من

 

+می دانی پسرم لحظه هایی که با آدم بزرگ ها نشسته ای و بدون در نظر گرفتن سنت در بحثشان با ادد اوددد هایت شرکت می کنی و می خندی احساس غرور و شعف همه ی وجودم را می گیرد خصوصا وقت هایی که چشم هایت پر از خواب است و دلت نمی آید ما را ترک کنی و همچنان مهربان و صبور مامان و بابا علی جان را همراهی می کنی

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر ۱۳۹۲ ساعت ۰:۵۱ قبل از ظهر توسط مامان |  آرشیو نظرات

 


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)