تولد دایی حامد
خوبی نازنینم؟ خیلی دلم برایت تنگ شده است خبر جدید اینکه امشب تولد دایی حامد بود و جای بابا جانمان که هیچ وقت هیچ مناسبتی را فراموش نمی کرد و عاشق خانواده اش بود حسابی خالی بود و چشم های همه مان اشکی بود و گلوهایمان پر از بغض برای حامد تبلت خریدیم و حسابی هم خوشحال شد خدا کند بتواند کمی سرگرمش کند بعد از شام هم دایی حسین و خانواده اش به دیدنمان آمدند و دایی آنقدر تلاش کرد تا توانست فضا را تغییر بدهد و بقیه را بخنداند شما هم از خنده ی ما حسابی ذوق زده شده بودی و شادی می کردی دلم برایت سوخت خیلی وقت است که خنده هایمان را نمی بینی بعد هم با پوریا که خودت بوبا صدایش می زنی حسابی بازی کری و خوش گذراندی از خنده ی تو جان تازه می گیرم عزیزم خیلی دوستت دارم امیر حسام جان
+کلی کلمه ی جدید یاد گرفته ای بعضی ها را فقط یکبار می گویی و دیگر نمی گویی
بوبا:پوریا
بوبا:شبکه پویا
کاکاکیکی:کاکائو
عکل:عکس
داخ:داغ
دوخ:دوغ
دخ:یخ
دیس:جیش
نه نه:حنانه
م م:محمد طه
دوغو دوغال:پرتغال
همین ها را به خاطر دارم اگر باز هم یادم آمد اضافه می کنم


تولد دایی حامد
