تولودم مبارک...
پسرم سلام
امروز 27 ساله میشوم ...خیلی زود میگذرد از وقتی تو آمده ای هم زود تر میگذرد هم شیرین تر ...
خانه بابا جون بودیم و خیلی خوش گذشت شما پسر عزیزم هم حسابی بازی کردی و خوش گذراندی خصوصا بادکنک ها حسابی سرگرمت کرد دایی ابوالفضل آخرین سالی است که مجردی در جشن تولدم شرکت میکند مادر بزرگ هم بود مدام در آغوش بابا جون بودی بابا مرا گرم در آغوش گرفت و بوسید و من دلم یکدفعه به شور افتاد چرایش را نمیدانم ...
بعدا نوشت: چرایش را امروز که تولد 28 سالگی ام را جشن گرفتیم و بابا نبود میدانم دو ماه بعد بابا برای همیشه ما را تنها گذاشت و رفت بی خداحافظی...کاش آن روز بیشتر در آغوشش مانده بودم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تولودم مبارک...
