یک خبر خوش
سر عزیزم سلام
یک خبر خوش:بابا علی تا آخر فروردین دیرتر به شرکت میرود از آنجا هم خیلی زودتر بر می گردد
نمی دانی چقدر صبحانه خوردن با تو و بابا علی جانمان کیف دارد تو را می نشانیم کنار سفره و آرام آرام لقمه های مورچه ای را در دهانت می گذاریم و تو با اشتیاق نوش جان می کنی صبحانه دادن به تو را دوست داریم اشتهایت عالی است کمی هم که دیر می کنیم می خواهی بیایی وسط سفره و خودت لقمه بگیری و ما را به خنده می اندازی وقتی با تو صبحانه می خوریم انگار خوشمزه ترین صبحانه دنیاست و ما (من و تو ) ۱۳روز دیگر وقت داریم تا با بابا علی جانمان خوشمزه ترین صبحانه های دنیا را بخوریم خیلی خوب است نه؟
+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۲:۱۵ قبل از ظهر توسط مامان | آرشیو نظرات
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یک خبر خوش
