امیرحسامامیرحسام، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 20 روز سن داره

تنها برای دل یگانه فرزندم امیر حسام

مبارک بادت این سال و همه سال...

1394/1/29 19:01
نویسنده : مامان
111 بازدید
اشتراک گذاری
پسرم سلام

 

سال گذشته همین موقع ها بود که داشتیم بار سفر پانزده روزه مان با بابا جون و عمو احمد را می بستیم سال تحویل هم در قزوین بودیم و نمی دانستیم که لحظه ی تحویل سال نو برای بابا جانمان زندگی دیگری در پایان سال مقدر شده است جای بابا جان امسال خیلی خالی است دیگر از عیدی های نوی لای قران و روبوسی های گرم و آغوش ها هم خبری نیست امروز با مامان جون رفتیم خرید مامان جون با اصرار برایمان عیدی خرید و خواست از مشکی درمان بیاورد حامد خانه دایی داوود بود و ابوالفضل سر کار و من هم وقتی خرید تمام شد به بابا علی جان زنگ زدم تا با شما پسر نازنینم دنبالم بیاید و به خانه برویم مامان جون هم می خواست برود خانه دایی داوود دنبال حامد ناگهان مامان جون را تنها تر از همیشه دیدم خسته و تکیده و بدون پشتوانه محکمش بابا توی ماشین نشسته بود و لبخند به لب برایمان دست تکان می داد که برویم دلم برای مامان جون خیلی می سوزد از همه تنها تر شده و این روزها از همیشه پیرتر شده انگار.اما مهربان است و لبخند می زند تا از چشم های پف کرده اش مثلا نفهمیم که توی دلش چه می گذرد خدا مامان جون را برایمان حفظ کند نمی دانم امسال خدا برایمان چه مقدر می کند و نمی دانم که آیا تا آخر امسال زنده خواهیم بود یا نه اما این را خوب می دانم که فرصت ها همانند ابر از افق زندگی می گذرند (امام علی ع)و من دلم می خواهد در این فرصت کم خوب باشم و امیدوار

فردا ساعت هشت و هشت دقیقه شب سال تحویل می شود و این آخرین نوشته من در این سال خواهد بود فردا صبح می رویم به بابا جان سر می زنیم و عید را در کنار بابا جانمان خواهیم بود  البته تا غروب امیدوارم سالی که در پیش رو داریم برایمان سال صبر و بردباری باشد سالی نیکو برای همه پر از برکت و روزی خدایا در این سال کمکم کن که قوی باشم همه ی کسانی را که خواسته و نا خواسته مرا آزرده اند ببخشم و عشقشان را در دل بپرورانم برای همه ی کسانی که در روزهای نبودن بابا تنهایمان نگذاشتند و کمکمان کردند و تسلایمان دادند خیر و نیکی و خوبی می طلبم و از خدا می خواهم که توانی به من بدهد تا بتوانم برای یکایکشان جبران کنم برای همه سلامتی آرزو دارم و خوشبختی خدایا این سال عزیز را بر ما ببخش و سالهای دیگر را برای زنده ماندن و خوب و زیبا زندگی کردن بر ما ارزانی دار خدایا خودت مراقب همه ی بزرگ تر هایمان برکت های زندگی مان باش آمین یا رب العالمین

نمی دانم چه کسانی این وبلاگ را می خوانند و دنبال می کنند اما از همینجا از همه کسانی که ناخواسته موجب رنجش خاطرشان شده ام حلالیت می طلبم دوستتان دارم و عاشق همگی تان هستم نوروز بر همه مبارک...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۲۹ بعد از ظهر توسط مامان |  آرشیو نظرات

 


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)