امیرحسامامیرحسام، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 20 روز سن داره

تنها برای دل یگانه فرزندم امیر حسام

واکسن 18 ماهگی ات داشت دردسرساز می شد

1394/1/29 18:38
نویسنده : مامان
79 بازدید
اشتراک گذاری
سلام گل پسرم

 

با یک هفته تاخیر ۱۸ ماهگی ات مبارک نازنینم

یک شنبه ی هفته ی پیش با مامان جون رفتیم و واکسن ۱۸ ماهگی ات را زدیم خدا را شکر که تمام شد و پسر عزیزم تا ۶ سالگی و رفتن به مدرسه دیگر هیچ واکسنی ندارد موقع زدن واکسن مردانه و قوی ایستادی و دردناک ترین واکسنت (آخر واکسن ۱۸ ماهگی دردناکترین واکسن بچه ها است )را بدون اینکه خم به ابرو بیاوری زدی الهی فدایت بشوم که اینقدر صبوری گاهی از صبوری ات دلم می گیرد موقع بازی درد داشتی و نمی توانستی دستت را بالا بیاوری اما فقط کمی اخم می کردی و می گفتی اوخ و آن هم خدا را شکر با استامینوفن حل شد باید  قطره فلج اطفال هم می خوردی اما درمانگاه نزدیک خانه آن را تمام کرده بود و به ما گفت خودتان بروید و از چند جای دیگر هم سوال کنید و اگرقطره فلج را داشتند بخواهید ازشان بخواهید تا به بچه تان بدهند من و مامان  هم که تو را از جانمان هم بیشتر دوست داریم و همه چیزت از همه چیزمان برایمان مهم تر و واجب تر است به دنبال یافتن قطره فلج اطفال راه افتادیم توی اتوبان به خاطر سرعت بالا مامان جون را پلیس جریمه کرد و می خواست ماشین را به پارکینگ انتقال بدهد اما وقتی مامان جون کارت واکسن شما را نشانشان داده بود و علت سرعتمان را توضیح داده بود مامان جون را بخشیده بودند  و خلاصه اینکه من و مامان جون بالاخره توانستیم بعد از کلی گشت و گذار جایی را برای خوراندن قطره به شما پسر عزیزم پیدا کنیم و چون کلی فعالیت کرده بودیم به خودمان جایزه خوردن کباب دو نفره در رستوران را دادیم و بنده هم به دانشگاه نرفتم و خبر خوش اینکه خاله متین تماس گرفت و گفت که هیچ کدام از کلاس های آن روز تشکیل نشده است همه اش به خاطر تو بود عزیز دلم خدا خواست که تو را با درد واکسن تنها رها نکنم و در کنارت بمانم اما خودمانیم واکسن ۱۸ ماهگی ات می خواست دردسرساز شود که نشد آخر هر جا که تو باشی همه چیز فقط خیر و برکت و خوشی و خوبی است دوستت دارم پسر خوب من دوستت دارم پسر مهربانم خیلی

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۷ بعد از ظهر توسط مامان |  آرشیو نظرات

 


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)