امیرحسامامیرحسام، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 20 روز سن داره

تنها برای دل یگانه فرزندم امیر حسام

خانه آقا مجتبی و خاله فاطمه

1394/1/29 18:14
نویسنده : مامان
125 بازدید
اشتراک گذاری
پسرم سلام

 

امشب من و شما و بابا علی جانمان همراه مامان جون و بابا جون و دایی حامد و مادر بزرگ خانه خاله فاطمه(دختر خاله زهرا)به صرف افطار دعوت بودیم خاله سمیه عمو احمد محمد طه خاله بتول خاله زهرا حاج حسین آقا رقیه و زینب هم بودند خاله ها خصوصا خاله فاطمه خیلی زحمت کشیده بودند و حسابی تدارک دیده بودند خیلی خوش گذشت کلی با دختر خاله ها که خیلی وقت بود همدیگر را ندیده بودیم گپ زدیم و لذت یردیم خانه فاطمه و آقا مجتبی کوچک و گرم و دوست داشتنی بود و من فضایش را خیلی دوست داشتم و دلم می خواست همانطور دور هم تا سحر بمانیم به تو هم نازنینم خیلی خوش گذشت و کلی با بچه ها بازی کردی و زینب و محمد طه کلی برایت مامان شازده کوچولو خواندند همه چیز عالی و خوب بود خاله فاطمه و آقا مجتبی مهمان نواز بودند و سبب خبر و خوشی و شادی شدند خدا را شکر می کنم که تنها نیستیم و این همه دوست خوب در کنار خانوادمان داریم

 

 

+این روز ها هر چه می نویسم بلاگفا جان می پراندش خدا قوت بلاگفا جان

 

+پسرکم خاله بتول گفت که جنس موهایت خیلی خوب است و چهره ات هم جا افتاده تر شده و از بچگی در آمده ومن کلی خوشحالم و دارم مدام ذوقت را می کنم دوستت دارم عزیزم دوستت دارم

 

 

+مامان شازده کوچولو شعری است که شاعرش مامان جون است و من خیلی دوستش دارم و همه آن را بلدند و می خوانندش:مامان شازده کوچولو مامان امیر حسامم مامان گل پسر من ...

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱:۳۵ قبل از ظهر توسط مامان |  آرشیو نظرات
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)