امیرحسامامیرحسام، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 21 روز سن داره

تنها برای دل یگانه فرزندم امیر حسام

بدون عنوان

1394/1/29 17:51
نویسنده : مامان
55 بازدید
اشتراک گذاری
پسر قشنگم سلام

امروز صبح من و شما پسر نازنینم رفتیم پایین تا قدری با هم بازی کنیم ابتدا کمی تاب بازی کردیم کمی هم ماشین کوچولو را تاب دادیم   سرسره بازی کردیم و بعد هم چرخ و فلک  سوار شدیم صبحانه را در چرخ و فلک خوردیم شعر خواندیم و دست زدیم و خندیدیم و وقتی دیدم که خسته شده ای رفتیم و روی چمن ها نشستیم و با گل ها بازی کردیم دنبال یک پروانه دویدیم و بعد هم یک قاصدک دور حوض هم قدم زدیم و جوجو را که داشت آب می خورد به هم نشان دادیم خیلی خوش گذشت تنم کوفته شده است و مور مورش را خیلی دوست دارم .امروز را به یادم می آوردو من و کودکم را که دوستم بود و مرا به گشت و گذار در دنیای زیبایش دعوت کرده بود امیر حسامم بابت امروز خیلی خیلی ممنونم.ممنونم که مرا بعد از سال ها چرخ و فلک سوار کردی آن هم جلوی سه نفر سرایدار ساختمان که همیشه مانند گروه سرودی ردیف و یک دست ایستاده اند و حتی وقتی که شیفتشان عوض می شود باز هم هر سه نفرشان همانجا ایستاده اند و تکان نمی خورند

دوستت دارم شاهزاده ی کوچک من دنیایت را هم...

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲:۱۸ قبل از ظهر توسط مامان |  آرشیو نظرات
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)