امیرحسامامیرحسام، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره

تنها برای دل یگانه فرزندم امیر حسام

از سفر برگشتیم با کلی عکس

1394/1/29 17:50
نویسنده : مامان
84 بازدید
اشتراک گذاری
پسر قشنگم سلام

 

از سفر برگشتیم با کلی عکس و فیلم از پسر نازنینمان

خانه مان نزدیک تلکابین لاهیجان بود روز اول را همانجا ماندیم و گشتیم و شب توی میدانش که یک دریاچه دارد قدم زدیم و بستنی قیفی خوردیم و این اولین بستنی قیفی بود که پسر عزیزمان خورد بعد هم کنار آبشار ازت عکس گرفتیم و ماشین برقی سوارت کردیم بازارچه هم رفتیم خیلی خیلی زیبا بود بلال تازه و فلفل شیرین خریدیم و تمام بازار را گشتیم بس که دیدنی بود دوباره به دریاچه برگشتیم و تا نیمه شب ماندیم اما چون خسته شده بودی به خانه برگشتیم

روز دوم پس از خوردن صبحانه به ساحل زیبای چمخاله رفتیم برایت یک سطل و بیلچه خریدیم لباس هایت را در آوردیم و زدیم به آب از ذوقت توی آب می دویدی و جیغ می کشیدی و آب شور دریا را تند تند می خوردی و ما فقط می خندیدیم بعد از شنا بابا علی جان رفت تا جوجه کباب درست کند و من و پسر گلم هم رفتیم ماسه بازی شب که برگشتیم کلی آفتاب سوخته شده بودی و با دیدن دست هایت که تا ارنج قهوه ای شده بود کلی لذت بردیم شام را در کنار آبشار خوردیم و از همانجا دست فروش های ان طرف میدان را تماشا کردیم اما چون خسته بودی دیگر جلوتر نرفتیم و به خانه برگشتیم

روز سوم هم بعد از خوردن صبحانه وسایلمان را جمع کردیم و خانه را تحویل دادیم و به سمت جنگل سراوان حرکت کردیم آنجا هم خیلی خیلی خوش گذشت و ساعت ۶ بعد از ظهر بود که به سمت تهران حرکت کردیم شام را در کرج خوردیم و تا ساعت یک شب در ترافیک ماندیم و ترافیک هم فرصتی شد تا من و بابا علی جان با هم گپ بزنیم

خیلی خوش گذشت و به تو از همه بیشتر و من از این بابت خیلی خوشحالم عکس هایمان همگی زیباست و ما خیلی دوستشان داریم و تو را از همه بیشتر

 

+راستی عاشق شجاعتتم وقتی پشت سر اسبی که تا حالا ندیده ای می ایستی و می خواهی ببوسی اش و عاشق مهربانیت وقتی می خواهی به کره اش غذا بدهی

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۵۷ بعد از ظهر توسط مامان |  آرشیو نظرات

 


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)