مهمان داشتیم از نوع عروس و داماد
عزیزم سلام
امروز ظهر کلی مهمان داشتیم که مامان جون دعوتشان کرده بود همه ی دایی های بنده با بچه ها و عروسها و داماد ها و نوه هایشان .بهش می گویند مراسم پاگشایی که شاید الان که این پست را می خوانی دیگر مرسوم نباشد عروس و داماد هم عاطفه و آقا مهدی بودند خیلی خوش گذشت مهمانی هم خیلی خیلی خوب برگذار شد همه خوشحال و راضی بودند کلی هم همگی با هم خوش و بش کردیم دیشب خانه مامان جون خوابیدیم تا کمکش کنیم آخر دست تنها بود و به خاطر مریضی خانوادگی ما خیلی خسته شده بود پسر عزیزم مثل همیشه عالی بودی شاد و مودب و اجتماعی و مهمان نواز نمی دانی وقتی که مهمان داریم یا مهمانی می رویم چقدر به شما پسر نازنینم افتخار میکنم الان هم آنقدر خوشحالم که هر جه بنویسم خوب از آب در نمی آید ترجیح می دهم به جای نوشتن فقط و فقط ببوسمت ![]()
+ نوشته شده در جمعه سی ام فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۱:۲۶ قبل از ظهر توسط مامان | آرشیو نظرات
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مهمان داشتیم از نوع عروس و داماد
