امیرحسامامیرحسام، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 19 روز سن داره

تنها برای دل یگانه فرزندم امیر حسام

کودکانه...

1394/1/29 19:20
نویسنده : مامان
92 بازدید
اشتراک گذاری
پسر مهربان من سلام

 

دیشب که خواب بودی بعد از یک خانه تکانی نسبتا موفق تصمیم گرفتم که به راهروی خانه مان که آینه دارد استیکر بچسبانم تا زیباتر شود و انصافا هم که خیلی زیبا شد صبح هنوز چشم هایت را باز نکرده بودی که استیکر ها را دیدی و ذوق زده شروع کردی به صداهای دوست داشتنی درآوردن و بوسیدن استیکرها و نشان دادنشان به من چنان می خندیدی و رویشان دست می کشیدی و ذوق می کردی که انگار مامانت بزرگ ترین تغییر دنیا را توی راهروی کوچک خانه شان داده باشد و نمی دانی با نشان دادن این ذوق کودکانه ات چه قدر دانی بزرگی از شب بیداری دیشب من کردی آنقدر که تا همین الان پر از انرزی هستم و دلم می خواهد تمام دیوارهای خانه را پر بکنم از استیکرهایی که دوباره خریده ام نمی دانم چه طور متوجه تغییر دیوار کوچک راهرویی که گوشه ای از خانه تنها نشسته است شدی اما حس مادرانه ام می گوید باید ارتباطی با دنیای زیبای کودکی ات داشته باشد توی دنیای کودکی همه چیز زیبا و شگفت انگیز است .امیر حسامم دوستت دارم کودک بمان و دیرتر بزرگ شو پسرکم .یا لا اقل نگاه پر از ذوق کودکانه ات را از خودت نگیر دنیایت را دوست دارم دنیایت به من آرامش می دهد دنیایت به من کودکانه نگریستن را می آموزد نمی دانم از چه زمانی دیگر خیلی چیزها برایمان آنقدر که باید جذاب نبوده و نیستند کسی می داند که آدمها کی و چطور یکباره بزرگ می شوند؟

+عزیزم امروز از دانشکاه که برگشتم خسته بودم اما لبخندت به محض دیدنم چنان آرامشی را به من هدیه کرد که توانستم تا ساعتی بعد بدون گرسنگی و تشنگی و خواب الودگی همراه پسرک نازنینم توی چمن های نزدیک خانه بدوم و شادی کنم و به قاصدک ها خبر خوش بدهم و بعد با هم فوتشان کنیم دوستت دارم پسرم بودنت به من شهامت خوب زندگی کردن می دهد ممنونم که هستی

+ نوشته شده در سه شنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۰:۳۵ قبل از ظهر توسط مامان |  آرشیو نظرات
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)