امیرحسامامیرحسام، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 20 روز سن داره

تنها برای دل یگانه فرزندم امیر حسام

دایی حسین را دوست دارم

1394/1/29 18:50
نویسنده : مامان
103 بازدید
اشتراک گذاری
پسرکم سلام

 

دیشب بعد از برگشتن از مزار بابا جون به دعوت دایی حسین و خانواده اش به صرف شام به خانه شان رفتیم شب خوبی بود و حسابی جای بابا جانمان خالی بود که می دانست با هرکس چطور می توان بعد از صرف 5 دقیقه خودمانی شد دایی کلی از خوبی و خاطرات بابا جانمان گفت و من هم به خاطر دل دایی که مانند پروانه دورمان می گشت سعی کردم گشاده رو باشم اما بدون بابا و نگاه گرم و مهربانش خیلی سخت بود دایی را دوست دارم این را از ته دل می گویم بر خلاف بعضی حرف هایی که وجود دارد من دایی را از ته دل دوست دارم دایی مهربان و دوست داشتنی و دل نازک است و از آن دست آدم هاست که وقت عصبانیت نباید سر به سرش گذاشت و در غیر این صورت و در بقیه مواقع بی آزار ترین و محترم ترین آدمی می شود که در عمرت دیده ای من که تا همین الان جز احترام و محبت و عشق چیزی از دایی حسین و خانواده اش دریافت نکرده ام امیدوارم روزی بتوانم این همه محبت را جبران کنم خانه دایی را دوست دارم و هیچ گاه حتی یک پیشنهادساده را هم از دایی و خانواده اش رد نمی کنم در خانه دایی آدم احساس راحتی می کند و جالب اینکه این حس راحتی به شما پسر خوبم هم منتقل شده و انقدر با پوریا و پریسا خوش می گذرانی و آنقدر در خانه شان راحتی که همه را به خنده وا می داری خدا را شکر که تنها نیستیم و جز خوبی و خیر و برکت پیش رویمان نیست خدا را شکر که آدم های خوبی در کنارمان هستند که با تمام توانشان سعی دارند ما را بدون بابا تنها نگذارند

+پسر خوبم خیلی دوستت دارم راحتی و اعتماد به نفست را هم همین طور وقتی به تو خوش می گذرد قدری از ناراحتی هایم کمتر می شود

+خدا را شکر که هر کجا می رویم از خوبی های بابا جانمان کلی خاطره دارند آنقدر که وقت نمی شود همه اش را بگویند بابا جان خدا بیامرزدت رفتنت مانند بودنت برایم پر از افتخار است

 

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۸:۵۷ قبل از ظهر توسط مامان |  آرشیو نظرات
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)