امیرحسامامیرحسام، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 21 روز سن داره

تنها برای دل یگانه فرزندم امیر حسام

رفتیم شهراب وای چقدر خوش گذشت

1394/1/29 17:37
نویسنده : مامان
84 بازدید
اشتراک گذاری
پسرم سلام

 

رفتیم شهراب خیلی خوش گذشت و این را مدیون تو هستیم که مثل همیشه مهربان و صبور بودی و درکمان کردی نمی دانم این روحیه سازگاری را از که به ارث برده ای اما واقعا از تو ممنونم پسرم

شهراب همه اش خوبی و خیر و خوشی بود فهمیدم که عمو هایت چقدر دوستت دارند و مراقبت هستند و چقدر از تو حمایت می کنند آنقدر که دست از کار می کشند و با خنده آب بازی تو را تماشا می کنند 

خیلی دوستت دارم پسر قشنگم

+عمو حسنت در اوج خستگی نیم ساعتی با کمر خمیده ایستاده بود تا در حوض خانه شهراب آب بازی کنی و خیس نشوی و عمو حسینت هم مراقب بود که وقت خواب ظهر پتو از رویت کنار نرود و سرما نخوری از هر دویشان خیلی خیلی ممنونم

 

+امروز ششمین سالگرد عقد من و بابا علی جانمان بود و باورم نمی شود که این بار هم بابایی جانت یادش بود برایم یک اتوی مو خریده است و یک دسته گل بسیار زیبا خدا را شکر می کنم بابت این همه نعمت و برای همه ی زوج های جوان آرزوی عشق آرامش و خوشبختی می کنم

 

+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۰:۵۱ قبل از ظهر توسط مامان |  آرشیو نظرات
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)