دوستت دارم همین...
پسرم سلام
امروز پیغامی از طرف دوستان دانشگاهم داشتم از همه خواسته بودند بیایند دانشگاه برای عکس دسته جمعی گرفتن و درست کردن کلیپ برای جشن فارغ التحصیلی ناگهان دلم پر کشید برای آن روز های با هم بودن ترم های اول.بی دغدغه رها و شاد از ته دل می خواستم که آنجا باشم داشتم آماده می شدم که تو را دیدم نشسته بودی و داشتی با ماشین هایت بازی می کردی لحظه ای مکث کردم و بعد از دقیقه ای کنارت بودم و داشتیم با هم ماشین بازی می کردیم ...
دست خودم نیست دوستت دارم همین...
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۱۴ بعد از ظهر توسط مامان | آرشیو نظرات
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دوستت دارم همین...
